الشيخ علي المشكيني

74

تفسير روان (فارسى)

آن عمل بازنايستى يا اگر بازنايستى از آنچه ادّعا مىكنى ، حتماً از تبعيدشدگان خواهى بود ؛ يعنى تو را از شهر خود بيرون مىنماييم . ( آيهء 168 ) ( قَالَ إِنّى لِعَمَلِكُم مّنَ الْقَالِينَ ) تفسير : فرمود : بىترديد من از دشمنان اين كردار شما هستم نهايت دشمنى ، و از اعتراض كردن به ايعاد و ترسانيدن از عذاب الهى خوددارى نمىكنم . پس لوط روى از قوم گردانيده و آغاز مناجات كرد و گفت : ( آيهء 169 و 170 ) ( رَبّ نَجّنِى وَ أَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ * فَنَجَّيْنهُ وَ أَهْلَه‌ُو أَجْمَعِينَ ) اعراب : مما يعملون در اصل « من عقوبة ما يعملون » بوده و مضاف حذف شده است . تفسير : پروردگارا ، نجات فرما مرا و كسان مرا از و بال و سوء عاقبت آنچه مىكنند . مراد او اهل ايمان بود ، و لذا زن او با آن كه از اهل بيت او بود هلاك شد چنان كه فرمايد : پس نجات داديم او و همهء اهل او را كه دو دختر و داماد او بودند . ( آيهء 171 و 172 ) ( إِلَّا عَجُوزًا فِى الْغبِرِينَ * ثُمَّ دَمَّرْنَا الْأَخَرِينَ ) تفسير : مگر پيره‌زنى ؛ يعنى زن او كه داخل بود در باقيماندگان در عذاب . مروى است كه در راه سنگى بر سر او واقع شد و او را هلاك كرد ، به جهت آن كه به فعل قوم مايل و راضى بود . بعضى از مفسّران گفته‌اند : در شهر مانده بود و با لوط بيرون نيامد و گفت : راضيم كه به من رسد آنچه به قوم خواهد رسيد ! ثُمَّ دَمَّرْنَا الْأَخَرِينَ : سپس ديگران را هلاك كرديم .